پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - لبنان و اسلامگرايان سنى

لبنان و اسلام‌گرايان سنى


اُميمه عبداللطيف
بنياد كارنگى ژانويه ٢٠٠٨
ترجمه و تدوين: بهزاد احمدى لفوركى
قسمت اول

موضوع اسلام‌گرايان سنى در لبنان به بحثى جدى در ميان خود اهل سنت به خصوص در نتيجه دو تحول كليدى تبديل شده است: نخست درگيرى با »فتح‌الاسلام« كه از سوى رئيس ارتش لبنان به ارتباط با القاعده متهم گرديد و دوم رشد فزاينده القاعده در خاك لبنان. مجموعه اين تحولات به اين ترس دامن زده كه مبادا افراطيون مذهبى لبنان را همانند ديگر كشورهاى ورشكسته به‌عنوان سكوى پرش خود انتخاب نمايند. تحقيقات اوليه پليس درباره حملات عليه نيروهاى سازمان ملل‌متحد (UNIFILII) در تابستان ٢٠٠٧ و نيز بمب‌گذارى در اتوبوسى در عين علق، يك منطقه معروف مسيحى‌نشين، در فوريه همان سال نشان مى‌دهد كه هر دو حادثه كار گروه‌ها يا افراد سلفى الهام گرفته از القاعده بوده است. به گزارش پليس »فتح الاسلام« در بمب‌گذارى عين علق دست داشته است. ايمن الظواهرى نفر دوم القاعده نيز در پيامى ويدئويى حمله عليه نيروهاى يونيفل را ستود بدون آنكه مسئوليت آن را بپذيرد. افزايش تنش‌هاى قومى و مذهبى در منطقه به‌دنبال اشغال عراق توسط ايالات متحده توجهات را به نقش ايفا شده از سوى اسلام‌گرايان در كشورهايى چون لبنان كه شيعه و سنى تنش‌هاى حادى را تجربه مى‌نمايند، جلب نموده است. پويايى‌هاى داخلى لبنان خود همواره بخشى از روابط و اتحادهاى خارجى و منطقه‌اى آن بوده است؛ همين امر براى اسلام‌گرايان نيز صادق است. جنگ‌هاى غرب در عراق و افغانستان خود از فاكتورهاى مهم در شكل‌گيرى بحث بين اسلام‌گرايان در داخل لبنان و بسيج آنها عليه غرب از ترس مورد حمله قرار گرفتن مى‌باشد.
اگرچه برآورد وزن حقيقى اسلام‌گرايان در صحنه سياسى لبنان دشوار است اما مقاله حاضر به چند سؤال مهم پاسخ خواهد داد: درحال‌حاضر مهم‌ترين گروه‌هاى اسلام‌گراى لبنان چه گروه‌هايى مى‌باشند؟ حوزه‌ها و ابزارهاى تأثيرگذارى اين گروه‌ها چيست؟ تفاوت برنامه‌هاى سياسى و اجتماعى گروه‌هاى مختلف اسلام گرا تا چه حدى مى‌باشد؟ منابع مالى گروه‌هاى مذكور چيست و مورد حمايت چه كسانى قراردارند؟ معيارهاى بنيادگرايان سنى براى اتحاد سياسى با ديگران چيست و موضع آنها درقبال مناقشه سياسى كنونى در كشور چه مى‌باشد؟ و از همه مهم‌تر اينكه ديدگاه آنان درباره تنش قومى و مذهبى چيست و نوع رابطه آنها با مهم‌ترين سازمان شيعى لبنان يعنى حزب‌الله چگونه است؟ پاسخ به اين سؤالات درك تغييرات سياسى را در بين اهل سنت لبنان آسان‌تر مى‌سازد.

بازنمايى اسلام‌گرايان سنى لبنان
اسلام‌گرايان سنى لبنان يكپارچه و انعطاف‌ناپذير نيستند. آنها طيف گسترده‌اى از نيروها از گروه‌هاى ميانه‌رو نظير الجماعة الاسلاميه گرفته تا سلفى‌هاى افراطى الهام گرفته از القاعده مانند »گروه دينيه« (مجموعه الدينيه) كه در سال ١٩٩٩ با ارتش لبنان به زد و خورد پرداخت را دربرمى‌گيرند. برخى از جنبش‌ها نظير »حركت التوحيد« ديدگاه‌هاى‌سياسى افراطى دارند كه به خوبى در اشغال تريپولى ازسوى آنها در خلال سال‌هاى ١٩٨٤ تا ١٩٨٥ نمايان گرديد (طى اين اشغال مخالفان سياسى به قتل رسيدند و غيرمسلمانان وادار به ترك شهر شدند). امروزه اين گروه رويكردى ميانه‌رو در سياست دارد و زير چتر »جبهه العمل الاسلامى« متحد سياسى حزب‌الله به‌حساب مى‌آيد.
علاوه‌براين، اسلام‌گرايان با مخالفت يا مقاومت جدى ازسوى جامعه اهل سنت كه حوزه عمل آنها مى‌باشد، روبه‌رو نشده‌اند. استان شمالى لبنان مهد پيدايش اغلب گروه‌هاى مذكور است. شهر تريپولى و مناطق روستايى چون دينيه و عكار مراكز اصلى پرورش اسلام‌گرايان به‌حساب مى‌آيند. اغلب از فاكتورهاى جمعيت‌شناختى براى توجيه اين امر استفاده مى‌شود چراكه نيمى از اهل سنت لبنان در استان‌هاى شمالى اين كشور ساكن مى‌باشند. شرايط اقتصادى سخت، انزواى اجتماعى و نارسايى خدمات دولتى از دلايل عمده‌اى هستند كه اغلب از آنها براى توضيح اينكه چرا اسلام‌گرايان اعضاى خود را در اين مناطق مى‌يابند و به‌كار مى‌گيرند، استفاده مى‌شود. شبكه گسترده‌اى از مدارس مذهبى و خدمات اجتماعى به افزايش نفوذ و تأثيرگذارى اسلام‌گرايان در بين اهل سنت كمك كرده است.
حضور نظامى سوريه براى بيش از سى سال در لبنان را نيز بايد يكى ديگر از عوامل تكامل جنبش‌هاى اسلام‌گراى‌لبنان به‌حساب آورد. بسيارى از گروه‌هاى اسلام‌گرا به استثناى الاحباش خود را در دوره حضور نظامى سوريه تحت محاصره مى دانستند و بسيارى از آنها ديدگاه‌هايى ضد سورى داشتند. ازاين‌رو شمار زيادى از گروه‌هاى مذكور به فعاليت‌هاى پنهانى روى آوردند كه در نتيجه اعضاى آنها دستگير شدند و مدارس مذهبى‌شان تحت نظر قرار گرفت. با عقب‌نشينى نيروهاى سورى از لبنان، فعاليت اسلام‌گرايان در استان‌هاى شمالى لبنان به‌سرعت شكوفا گرديد. آنها عرصه و آزادى عمل بيشترى يافتند هرچند كه ادعا مى‌كنند مقامات لبنانى به‌خاطر ميراث خصمانه گذشته و رژيم امنيتى آن همچنان دشمن تمام گروه‌هاى اسلام‌گراى سنى مى‌باشند.
نوعى رابطه دوگانه بين گروه‌هاى اسلام‌گرا و نيروهاى امنيتى لبنان يعنى ارتش و نيروهاى امنيت داخلى وجود دارد. درحالى‌كه ارتش از سال ١٩٩٩ با گروه‌هاى مذكور درگير است، »نيروهاى امنيت داخلى« طرفدار حريرى روابط نزديكى با اسلام‌گرايان دارند. درگيرى با »فتح الاسلام« را بايد آخرين و بزرگ‌ترين درگيرى در فهرست زدوخوردهاى‌ارتش بإ؛ اسلام‌گرايان سنى به‌حساب آورد. البته چنين درگيرى‌هايى مسبوق به سابقه است. اولين شورش اين‌چنينى در سال ١٩٩٩ وقتى گروهى به نام »مجموعه الدينيه« متشكل از سلفى‌ها و خلافكاران با ارتش به زدوخورد پرداخت، روى داد. رهبر »مجموعه الدينيه« كشته شد و گروه مذكور متلاشى گرديد. اين سناريو بار ديگر بارها در اردوگاه آوارگان فلسطينى عين الحلوه در صيدا كه واحدهاى ارتش در آن مستقر مى‌باشند، رخ داد. درگيرى با »فتح الاسلام« به خوبى نشان داد كه دستگاه امنيتى لبنان و جريان اصلى جنبش اسلام‌گرا نتوانسته‌اند به ظرفيت مناسبى كه از بروز چنين شورش‌هايى جلوگيرى كند، دست يابند. به‌طور كلى تنش سياسى و فرقه‌اى در كنار خلأ امنيتى ناشى از قتل رفيق حريرى را دو دليل عمده افزايش تأثير گروه‌هاى اسلام‌گرا در دو سال گذشته مى‌دانند.
جنبش‌هاى اسلام‌گراى سنى لبنان را مى‌توان به دو دسته تقسيم كرد: ١) جنبش‌هاى اصلى و سنتى و ٢) جنبش‌هاى‌سلفى .

جنبش‌هاى سنتى اسلام‌گرا
١. الجماعة الاسلاميه (جماعت اسلامى)
بنيانگذاران اين گروه با الهام از جنبش اخوان‌المسلمين و به تبعيت از حسن البنأ با تأسيس يك خيريه كوچك به نام »عباد الرحمن« در تريپولى در سال ١٩٥٦ پايه‌گذار يك جنبش بزرگ سياسى اجتماعى شدند. اين جنبش به شكل رسمى در سال ١٩٦٤ دفتر خود را در بيروت با نام »الجماعة الاسلاميه« افتتاح نمود. در دهه ١٩٨٠، گروه مذكور يك بازوى نظامى به نام »قوات فجر« براى مقابله با اشغال لبنان ازسوى اسرائيل در سال ١٩٨٢ تأسيس كرد. »الجماعة الاسلاميه« خود را گروهى لبنانى مى‌داند و اولويت زيادى براى هويت لبنانى خود قائل است. اين جماعت خواستار وحدت جامعه لبنان فراسوى مذهب و فرقه است. جماعت مذكور اگرچه خواهان تشكيل يك حكومت اسلامى در لبنان است اما به‌كارگيرى زور براى نيل به اين مقصود در جامعه چندمذهبى لبنان را مردود مى‌داند.
الجماعة الاسلاميه همانند اخوان‌المسلمين مصر، خطى‌مشى سياسى ميانه‌روانه دارد هرچند كه سران آن بر روى استقلال سازمانى و سياسى خود از سازمان مادر، اخوان‌المسلمين، تأكيد فراوان دارند. الجماعة الاسلاميه، جامعه لبنان را جامعه‌اى منحصربه فرد مى‌داند لذا در مواضع آن در قبال مناقشه اخير سياسى در كشور نوعى دوگانگى به چشم مى‌خورد. اين گروه بين وفادار ماندن به اصول بنيادين خود در زمينه حمايت از مقاومت و داشتن مشى ضدآمريكايى و ضداسرائيلى از يك سو و عملگرايى سياسى كه جماعت اسلامى را به‌سوى اتحاد با جريان ١٤ مارس كه مورد حمايت آمريكا است ازسوى ديگر وامانده است. چنين ديدگاهى باعث بروز شكاف در گروه مذكور شده و در يك سال گذشته الجماعة الاسلاميه يكى از بنيانگذاران كليدى خود، »شيخ فتحى يكن«، را از دست داده است. يكن الجماعة الاسلاميه را به دو دليل ترك كرد: اتحاد با المستقبل و ديدگاه خصمانه درقبال حزب‌الله.
اگرچه رهبران الجماعة الاسلاميه اتحادهاى سياسى خود را فاقد انگيزه مذهبى و طايفه‌اى مى‌دانند اما گفتارهاى آنان از نوعى انسجام مذهبى و طايفه‌اى خبر مى‌دهد آنجا كه مى‌گويند »بعد از ترور حريرى ما يتيم شده‌ايم«، »رهبران سنى هدف حملات سوريه هستند« و »در طول دوران حاكميت سوريه بى‌عدالتى‌هاى فراوان در حق سنى‌ها صورت گرفته است«.
اگرچه گروه مذكور يك حزب سياسى نيست اما ساختارى حزبى دارد و شمار كاركنان آن به ١٢٠٠ تا ١٥٠٠ نفر مى‌رسد. در سطح سياسى جماعت اسلامى مداخله خود در سياست را يك اجبار مى‌داند و اصرار دارد كه فعاليت‌هاى مذهبى و سياسى جنبش بايد توأمان انجام شود. اين گروه در اولين انتخابات پارلمانى بعد از پايان جنگ داخلى شركت كرد و توانست در تريپولى، بيروت ودينيه به كرسى‌هايى دست يابد. در سال ١٩٩٦ از ميزان نفوذ جماعت اسلامى كاسته شد و تنها توانست به يك كرسى پارلمان برسد. در انتخابات شهردارى ١٩٩٨، گروه مذكور نتايج چشمگيرى را به‌دست آورد. در سال ٢٠٠٠ هيچ يك از كانديداهاى گروه به پارلمان راه نيافتند. الجماعة الاسلاميه انتخابات پارلمانى ٢٠٠٥ را در اعتراض به قانون انتخابات متناقض لبنان تحريم كرد. بااين‌وجود اما از معرفى‌نامزد براى انتخابات شهردارى، سنديكاها و اصناف خوددارى ننمود.
در سطح منطقه‌اى، الجماعة الاسلاميه مقابله با صهيونيسم را اولويت اول خود مى‌داند و دقيقاً به همين خاطر است كه روابط پيچيده‌اى با حزب‌الله دارد. ازيك‌سو حزب‌الله به نماد مقاومت، از اصول بنيادين الجماعة الاسلاميه، تبديل شده است. از سوى ديگر مناقشه سياسى داخلى بين حزب‌الله و متحد الجماعة الاسلاميه يعنى جريان المستقبل شرايط را سخت كرده است. رهبران جماعت اسلامى تأكيد دارند كه روابط آنها با حزب‌الله فرافرقه‌اى است. به گفته »ابراهيم المصرى«، معاون الجماعة الاسلاميه، »ما نه در اتحاد با حزب‌الله هستيم و نه در مقابل آن«. به گفته المصرى در طول جنگ ژوئيه عليه اسرائيل، بسيارى از اعضاى جماعت در كنار جنگجويان حزب‌الله در برخى از نقاط مرزى سنى‌نشين نظير البوستان، مرواهين و يارين بوده‌اند و عليه اسرائيل جنگيده‌اند. الجماعة الاسلاميه به واسطه مدارس، كلينيك‌ها و انجمن‌هاى خيريه حضور فعالى در سطح جامعه دارد.
البته اين اتحاد مقدس با حزب‌الله سبب نشده كه الجماعة الاسلاميه انتقادات تند خود را از عملكرد سياسى‌حزب‌الله بعد از جنگ ژوئيه دريغ نمايد. بااين‌وجود جماعت اسلامى همچنان به نشست‌هاى مشترك ماهانه خود با حزب‌الله در زمينه طيف گسترده‌اى از موضوعات ادامه مى‌دهد. علاوه‌براين، گروه مذكور در مواقع نياز به اتحاد انتخاباتى با حزب‌الله نيز دست زده است. المصرى اتحاد جماعت اسلامى با المستقبل را »ازدواج منافع« توصيف كرده و هرگونه حمايت مالى حريرى از فعاليت‌هاى گروه خود را رد مى‌كند. به گفته او جماعت اسلامى به شكل مستقل منابع مالى مورد نياز خود را تأمين مى‌نمايد. البته بر همگان آشكار است كه جماعت مذكور بخشى از منابع خود را از حاميان خود در منطقه خليج‌فارس به‌دست مى‌آورد. كادر رهبرى كنونى جماعت اسلامى عبارت است از: »فيصل المولوى«، »على الشيخ عمار« و »ابراهيم المصرى«.

٢. جمعية المشاريع الخيريه الاسلاميه (انجمن طرح‌هاى خيريه اسلامى)
اين گروه معروف به »الاحباش« در سال ١٩٨٠ با هدايت »شيخ عبدالله الهرارى«، تأسيس گرديد و ساختار سازمانى آن در زمان رياست »شيخ نزار الحلبى« شكل گرفت. حلبى همچنين خطوط تمايز بين الاحباش با ديگر گروه‌هاى اسلام‌گرا را ترسيم نمود. اين گروه مأموريت خود را گسترش دين درست و مبارزه با انحرافات آن به‌خصوص انحرافات صورت گرفته ازسوى مكتب اخوان‌المسلمين عنوان كرده است. همواره درباره ريشه‌ها و اصول بنيادين الاحباش از سوى گروه‌هاى اسلام‌گرا با شك و ترديد نگريسته شده و اين گروه بدون مجوز دارالفتوا به كار خود ادامه مى‌دهد.
به گفته رهبران الاحباش اين گروه نيازهاى مالى خود را با كمك‌هاى مالى طرفداران و اعضايش تأمين مى‌كند. درباره تعداد اعضاى اين گروه اطلاعات دقيقى در دست نيست. در طول يك دهه گذشته »جمعية المشاريع الخيريه الاسلاميه« دو مدرسه دينى در بيروت، يك مدرسه دينى در تريپولى و يك مدرسه دينى در بقاع تأسيس و چندين دفتر مركزى در حومه بيروت نظير برج ابى‌حيدر افتتاح نموده است. در سال ١٩٩٩ »شيخ نزار الحلبى« به قتل رسيد اما الاحباش توانست به حيات خود ادامه دهد و به رهبرى شيخ »حسام‌الدين قراقيره« برنامه‌هاى خود را پيش برد.
گروه مذكور ديدگاهى متناقض در زمينه مشاركت سياسى دارد. الاحباش در طول سى سال حضور سوريه در لبنان مورد حمايت آن قرار داشت. علاوه بر اين، گروه‌هايى چون الجماعة الاسلاميه و »حركت التوحيد« سورى‌ها را متهم مى‌كنند كه با تأسيس الاحباش قصد داشته‌اند تا از آن به‌عنوان ابزارى عليه گروه‌هاى اسلام‌گرا استفاده كنند و سوريه الاحباش را تشويق مى‌كرده كه مساجد بيروت و تريپولى را به تصرف خود درآورده و پايگاه اجتماعى خود را گسترش دهد. اگرچه هنوز الاحباش رشد خود را مديون سوريه است اما ازنظر سياسى نوعى اتحاد اعلام نشده با المستقبل دارد كه بيشتر از عملگرايى سياسى آن ناشى مى‌گردد.

٣. جبهه العمل الاسلامى
اين گروه در اوت ٢٠٠٦ توسط »فتحى يكن« از پيشروان اسلام‌گرايان سنى سياسى لبنان و از بنيانگذاران الجماعة الاسلاميه، تأسيس گرديد. يكن همان‌طور كه گفته شد به‌خاطر اختلاف‌نظر با الجماعة الاسلاميه بر سر اتحاد با المستقبل از اين سازمان جدا گرديد. او معتقد است كه المستقبل به رهبرى سعد حريرى در خدمت منافع غرب در لبنان است و به جاى اتحاد با اردوگاه مقاومت متشكل از حزب‌الله، ايران، سوريه و حماس كه يكن به‌شدت از آنها طرفدارى مى‌كند به اتحاد با آمريكا و متحدان عربش معروف به كشورهاى عربى ميانه‌رو، رو آورده است. يكن عقيده دارد كه المستقبل اهل سنت را از اصول بنيادينش دور مى‌كند و با مقاومت در برابر هژمونى آمريكا و دفاع از هويت عربى لبنانى ميانه‌اى ندارد. در بيانيه تأسيس جبهه العمل الاسلامى ضمن تأكيد بر ماهيت مستقل اين گروه، تقويت هويت ملى و اسلامى، حفاظت از مقاومت و جلوگيرى از هرگونه تلاش فرقه‌گرايانه به‌عنوان اهداف اصلى ذكر شده است.
به گفته ايدئولوگ‌هاى اين گروه، »جبهه العمل السلامى« تلاش دارد تا فضاى بين هرج‌ومرج ايجاد شده به رهبرى‌آمريكا ازيك‌سو و هرج‌ومرج ايجاد شده توسط القاعده ازسوى ديگر را پر كند و بخش‌هايى از جامعه اهل سنت كه با دو جريان مذكور رابطه‌اى ندارند را به خود جلب نمايد. اين جنبش هنوز در مراحل اوليه است و نتوانسته درباره جايگاه خود در بحران سياسى كنونى لبنان به نتيجه‌اى برسد. يكن در سخنان خود بارها اعلام كرده كه خواهان ايجاد يك جبهه مقاومت اسلامى وراى مذهب و طايفه است؛ به همين خاطر با مخالفت جدى مخالفان حزب‌الله و كسانى‌كه فتوا عليه شيعيان صادر مى كنند، روبه‌رو مى‌باشد. بااين‌وجود، يكن همواره از الجماعة الاسلاميه به نيكى ياد كرده و اقدام آن براى پيوستن به حزب‌الله در جنگ عليه اسرائيل را تحسين نموده است.
همان‌طور كه گفته شد »جبهة العمل الاسلامى« خواستار جذب بخشى از اهل سنت است كه بر اين باورند المستقبل به رهبرى حريرى جهت اصلى خود را گم كرده است. لذا جنبش مذكور نوعى چتر است كه ذيل خود گروه‌هاى مختلف اسلام‌گرا نظير »حركت التوحيد«، »انجمن امام على »، »مجمع انجمن‌هاى اسلامى لبنان«، »اسلام بدون مرز« و »نيروهاى‌اقدام اسلامى« را گرد آورده است.

٤. حزب‌التحرير
اين گروه شاخه‌اى از حزبى منطقه‌اى به همين نام است كه در سال ١٩٥٣ توسط »شيخ تقى‌الدين النبهاتى« تأسيس گرديد و حضور محدودى در لبنان دارد. اين گروه در سال ٢٠٠٦ مجوز فعاليت به‌عنوان حزب را از دولت سينيوره دريافت كرد. حزب التحرير دومين كنوانسيون خود را در اوت ٢٠٠٧ برگزار نمود و در آن بار ديگر تأسيس حكومت خليفه‌اى (دعوت الخليفه) را خواستار شد. اين حزب در اكثر مناطق لبنان حضور دارد و دفتر اصلى آن در تريپولى است. بااين‌وجود حضور آن بيشتر رسانه‌اى است و نمى‌توان آن را يك جنبش خوب سازمان‌يافته با طرفداران قابل توجه در لبنان دانست. حزب التحرير اگرچه با تحصن اپوزيسيون، گروه ٨ مارس، در بيروت به مخالفت پرداخت اما در عين حال از اصرار المستقبل براى برپايى يك دادگاه بين‌المللى در ارتباط با ترور رفيق حريرى حمايت نكرد. به گفته يكى از مقامات حزب مذكور »استراتژى برون‌رفت لبنان از بحران حاكم تنها ايجاد يك حكومت خليفه‌اى و پذيرش اسلام به‌عنوان يك ديدگاه سياسى جامع است«. حزب التحرير مشاركت در انتخابات را ممنوع اعلام كرده اما سوگند ياد نموده كه از خشونت و زور براى رسيدن به اهداف خود استفاده ننمايد.
به‌طور كلى چهار گروهى كه از آنها ياد شد، ويژگى‌هاى مشتركى دارند كه آنها را مى‌توان اين‌گونه برشمرد:
١. تمام آنها يك برنامه كلى اسلام‌گرايانه دارند اما وضعيت خاص لبنان را به‌خوبى درك كرده‌اند و مى‌دانند كه تحقق برخى از اهداف آنها در كوتاه‌مدت ميسر نمى‌باشد.
٢. اگرچه اغلب آنها ساختار حزبى ندارند، به‌جز حزب التحرير تمام آنها در روند سياسى مشاركت دارند.
٣. سياست خارجى و وابستگى‌هاى طايفه‌اى و مذهبى عناصر تعريف‌كننده اتحادهاى سياسى اين گروه‌ها هستند. منطق عملكرد اين گروه‌ها بر روى سه هدف اصلى متمركز است: اتحاد ملى و اسلامى، مقاومت در برابر اسرائيل و مخالفت با غرب و هژمونى آمريكا.
٤. موضع گروه‌هاى مذكور در قبال سياست بين‌المللى مرز جدايى آنها از يكديگر است. تفاوت بين الجماعة الاسلاميه و جبهه العمل الاسلامى به‌عنوان دو نيروى كليدى و رقيب در متحدان سياسى داخل آنهاست. در حالى كه الجماعة متحد المستقبل است، جبهه العمل در گروه ٨ مارس قرار دارد. دو گروه باقيمانده يعنى حزب التحرير و الاحباش راه سومى را برگزيده‌اند و موضعى مبهم دارند.
٥. تمام اين گروه‌ها در تلاش‌اند تا با جذب نفراتى از اهل سنت كه از المستقبل رويگردانند، پايگاه اجتماعى خود را توسعه دهند. اين امر رفته رفته در استان شمالى لبنان در حال تحقق است و وفاداران سابق المستقبل به رويگردانى از آن پرداخته‌اند. ناكامى المستقبل در عمل به قول‌هاى انتخاباتى خود باعث شده تا بسيارى از گروه‌ها در اتحاد خود با آن ترديد كنند.
ادامه دارد...